آیا موفقیت از آن چه که شما فکر می کنید، ساده تر است؟

Facebooktwittergoogle_pluslinkedin

موفقیت

در دهه دوم زندگی ام (۲۰ سالگی)، همان زمانی که تلاش می کردم تا فرد موفقی باشم، یکی از دوستانم گفت: “هارو (Harv)، تو کارها را برای خودت سخت می کنی”. او فرد ثروتمند یا حتی موفقی نبود. حداقل برای من، این گونه نبود. عکس العمل اولیه ی من در مقابل این بود، ” تو در این باره چی می دانی؟!!” من دیدگاه او را نادیده گرفتم و دائما شکست می خوردم. او در مورد نحوه ی اداره شرکتم صحبت نمی کرد، بلکه در مورد ذهنیت من صحبت می کرد.

همه ما باوری مشترک داریم که برای دستیابی به نتیجه، باید به سختی تلاش کنیم. اما این دیدگاه به هیچ وجه درست نیست.

موفقیت حقیقتاً سخت نیست. این باورهای ماست که مسائل را پیچیده می کند.

به زمانی در زندگی خود فکر کنید که شما یا کسی را که می شناختید هدفی داشته و به آن دست یافته است. نمره خوب در یک امتحان، یک ملاقات عالی، شغلی که می خواهیم به دست بیاوریم، یافتن یک محل پارک خوب درست مقابلمان و … هریک از این موارد می تواند هدف باشد.

همه ما می خواهیم به هدفی برسیم. به نظر شما چه چیزی به ما کمک می کند آن چه را که می خواهیم به دست آوریم؟ اراده، تمرکز، اعتماد، اشتیاق و باور مواردی هستند که در این خصوص به ما یاری می رسانند.

حال اگر ما بتوانیم از این توانمندیها برای هدفی خاص و دستیابی به آن چه می خواهیم استفاده کنیم، چرا از آنها اغلب استفاده نکرده و بهره بیشتری از زندگی نبریم؟

بر اساس تجارب من، دلیل این است که ذهن ما تفاوت بزرگی بین آن چه را که  آسان قابل دست یابی می پنداریم – مثلا یافتن روشی برای خریدن کالایی گران بها حتی اگر پول زیادی نداشته باشید – یا چیزی که به نظر سخت می آید – مثل میلیونر شدن- قایل می شود. نکته این جاست، زمانی که واقعا خواستار چیزی هستیم، سختی ها و مشکلات زیاد هم نمی توانند ما را متوقف سازند. بنابراین اگر عمیق تر به آن بنگریم این فرآیند رسیدن به هدف نیست که ما را از رسیدن به آن چه می خواهیم باز می دارد بلکه ذهنیت ماست که به ما دیکته می کند، ” این کار خیلی سخت است”. سخت بودنِ رسیدن به هدف، به همان میزانی که ما تصور می کنیم، سخت است.

مشکل ترین موضوع در مورد توانایی رسیدن به هدف این است که، ابتدا، باوری را که دستیابی به هدف را سخت می دانیم، کمرنگ نماییم. قدم اول کمرنگ کردن ایجاد شک درون خود می باشد. ازخود این سوال را بپرسید :”آیا واقعاً رسیدن به این هدف سخت است؟” چندین بار این سوال را از خود بپرسید. ضمیر ناخودآگاه شما به دنبال جواب هایی برای سوال شما می گردد و این آغاز ماجراست. به همین سادگی و با پرسیدن چند سوال از خود قدم های اولیه که مهم تر از بقیه نیز هستند را بر می دارید.

در ادامه لازم است اقداماتی را به صورت روزانه و برنامه ریزی شده در جهت رسیدن به هدف برای خود تعیین کنید. مطمئن باشید پس از مدتی به هدف خود خواهید رسید.

هر عمل یا نتیجه ای در ابتدا از یک فکر آغاز می شود. افکارتان را تغییر دهید، تا زندگی تان تغییر یابد. برای هرهدفی که در تلاش برای دستیابی به آن هستید، به این نکته بیندیشید که آن قدر هم که فکر می کردید سخت نیست. در این زمینه تنها به حرف من اکتفا نکنید. یک بار آن را امتحان کنید و ببینید چه نتایجی به دست خواهید آورد.

  این مقاله با نگاهی به نوشته ای به همین مضمون از وب سایت “Harv Eker” نوشته شده است.

آیا تا به حال روش معرفی شده در این مقاله را در زندگی خود به کار برده اید؟

Loading ... Loading ...

در صورت استفاده از روش معرفی شده در این مقاله آیا به هدف خود رسیده اید؟

Loading ... Loading ...

4 فکر می‌کنند “آیا موفقیت از آن چه که شما فکر می کنید، ساده تر است؟

  1. با سلام و احترام

    ممنون از مقاله ای جالبی که نشر دادید.
    بنده یکی از کتابهای آقای تی هارو اکر (رازهای ذهن میلیونر) را مطالعه کردم و بسیار کتاب شایسته ای در زمینه مالی است. لطفاً مقاله های بیشتری از آقای تی هارو اکر ترجمه و در سایت منتشر کنید.
    در ضمن از آقای مهندس کمالی نژاد که همچنان باقدرت در مسیر توسعه و نشر تفکر مثبت اندیشی فعالیت می کنند تشکر می گردد.

    با تشکر
    جعفری

  2. با سلام . خیلی ممنونم از محتوا بسیار آموزنده و پر بارتون . منتظر محتوا های دیگتون هستم تا استفاده کنم.
    خوشحال میشم که به سایت ماهم سری بزنید.

پاسخ دهید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *


*